ادبیات عرب

بحث و تتبع در ادبیات عرب

ادبیات عرب

بحث و تتبع در ادبیات عرب

ادبیات عرب

عربی لسان مبین و زبان متین و کلید فهم آیات قرآن کریم و روایات است. این وبلاگ در نظر دارد مرجع مناسبی برای طلاب و دانش پژوهان گرامی برای بحث و تتبع در ادبیات عرب باشد. زیرا ادبیات عرب مقدمه ای برای فهم قرآن کریم است و این مهم حاصل نمیشود الا با فهم علوم عربی.

آخرین نظرات

۱۷ مطلب با موضوع «نکات درسی» ثبت شده است

با مطالعه این مطلب خواهید دید که در زبان عربی، گاهی با تغییر یک اعراب، معنا به کلی دگرگون می شود و حتی ممکن است موجب معنایی غلط و ناروا شود.
شما را دعوت به خواندن می کنیم:

در آیه 28 سوره فاطر آمده است:

"إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ"

معنای این آیه شریفه بدین گونه است:

"از میان بندگان او، تنها علماء از خداوند می ترسند.

اما در این آیه روایت عجیبی هم وارد شده است، که معنای آیه را به کلی دگرگون می کند:

قرائت مشهور این آیه به نصب "الله" و رفع "العلماء" است که معنای آن را خواندید. اما در یک قرائت دیگر، کلمه "الله" به رفع و کلمه "العلماء" به نصب خوانده شده است (بر خلاف قرائت مشهور، همانطور که می بینید).

بر این اساس، معنای آیه به کلی دگرگون می شود:

"از میان بندگان او، خداوند فقط از علماء می ترسد" (العیاذ بالله).

بسیاری از کسانی که این قرائت را ذکر کردند آن را شاذّ و حتی بی اساس ذکر کرده اند.

بررسی این روایت:

  • این روایت در برخی کتب از جمله کتاب کشاف زمخشری ذکر شده است. (1)
  • سیوطی این روایت را در مثال نقل توسط افراد غیر ثقه ذکر کرده و آن را ضعیف شمرده است. (2)
  • ابوحیان در تفسیر بحر المحیط آن را از قرائات شواذّ می شمارد. (3)
  • ثعلبی در کتاب الکشف و البیان، این قرائت را به ابوحنیفه نسبت داده است. (4)
  • در تفسیر بیضاوی آمده است: اگر فرضا این روایت را قبول کنیم، باید معنا را تاویل کنیم تا صحیح باشد. به این صورت که خشیت خداوند، استعاره برای تعظیم است زیرا چیزی که عظیم است مورد خشیت واقع می شود. اصل عبارت این چنین است: "توجیه هذه القراءة لو ثبتت: على أن الخشیة مستعارة للتعظیم فإن المعظم یکون مهیبا" (5)
۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۰
ادبیات عربی
از جمله احکامی که در علم صرف بطور ویژه از آنها بحث می شود احکام ابدال و قلب می باشد.البته مجال بحث در مورد این دو بخش در اینجا نمی باشد و در این پست فقط فرق بین ابدال و قلب را بیان می کنیم.{نکته بسیار مهمی است}

قلب فقط در حروف عله صورت می گیرد (واو و یاء و الف). مثلا حرف واو در "قوَل" قلب به الف میشود (قال).
اما ابدال در جایی است که حروفی غیر از حروف عله به حرف دیگری تبدیل شوند. مثلا در باب افتعال ریشه (صبر) در اصل باید (اصتبار) شود اما (تاء)‌به (طاء) تبدیل می شود (اصطبار).
این فرق بسیار مهم است، اما میبینیم که بسیاری فرق این دو را نمیدانند و هر جا حرفی تبدیل حرف دیگر میشود میگویند مثلا (تا) قلب به (طاء) شد که غلط است.
۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۴ ، ۰۷:۱۴
ادبیات عربی
یکی از کتابهایی که در مورد زبان ادبیات عرب نگاشته شده است کتاب شریف البهجه المریضه می باد که به قلم سنگین و دقیق ادیب مشهور سیوطی نوشته شده است که شرح بر الفیه ابن مالک می باشد .
این کتاب وزین و سنگین حاوی نکات لطیف و دقیقی می باشد که با تامل و توجه به دست دانش پژوه می رسد
انشاءالله در این موضوع و پست هایی که در این موضوع می باشد به بیان این نکات لطیفه و دقیق بپردازیم که کمتر و شاید اصلا در کتب و شروح کتاب البهجه المرضیه نباشد.
                                     
                                            
                                                 
۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۲۲:۱۵
ادبیات عربی

در این پست نیز مانند پست قبلی همین موضوع در مورد آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم صحبت می کنیم.

برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید.



               

۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۶:۲۳
ادبیات عربی
در این بخش قصد داریم که به بیان تجزیه صیغه های مشکل صرفی بپردازیم تا دانش پژوهان را کمکی باشد در راستای فهم زبان عربی که زبان قرآن مبین و روایات می باشد.

                                  
در این قسمت می خواهیم به تجزیه صیغه(آدجّ)بپردازیم.
                                             به نظر شما تجزیه این صیغه چیست؟
۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۶:۲۰
ادبیات عربی
هر کلمه در زبان عرب از چند حرف تشکیل می شود که حروف تشکیل دهنده آن از دو حال خارج نیستند یا اصلی هستند و یا زاید که باید شناخته شود که این مطلب بسیار مهم است چون در موارد مختلفی لازم است از جمله وزن کلمه و ....
اما از چه راههایی باید این حروف را از یکدیگر تشخیص بدهیم؟
برای شناخت این حروف از یکدیگر ده را وجود دارد که در این پست این ده راه را برای دوستان بیان میکنیم.
ده راه شناخت حروف اصلی از زائد عبارتند از:
۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۶:۱۹
ادبیات عربی

در روایت نبوی آمده است که :(کل امر ذی بال لم یبدا ببسم الله فهو ابتر) فلذا ما نیز برای تاسی به حدیث رسول الله برنامه خود را مبنی بر تجزیه و ترکیب آیات قرآن کریم را با آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم شروع می کنیم باشد که این امر نیکو فرجام باشد

برای مطالعه نکات ادبی پیرامون آیه به ادامه مطلب مراجعه کنید

                   

۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۶:۰۷
ادبیات عربی
ادبیات عرب مانند دیگر علومی که در حوزه خوانده می شود در راستای نیل به فهم معانی قرآن و کلمات معصومین علیهم السلام می باشد که همه علوم باید اینچنین باشد
فلذا ادبیات عرب را که یاد می گیریم باید قواعد و نکته های آن را در آیات و روایات پیاده کنیم.
وبلاگ ادبیات عرب در راستای تحقق این هدف مهم قصد دارد که از این به بعد هروز به بیان یک آیه از آیات قرآن بپردازد و پیرامون آن به بحث های مختلف ادبیاتی بپردازد مانند:لغت و صرف و نحو و ....


                                                    
انشاءالله که این برنامه مورد استفاده دوستان قرار گیرد.
۶ موافقین ۲ مخالفین ۱ ۱۳ تیر ۹۳ ، ۰۴:۲۶
ادبیات عربی
یکی از مثالهای معروف و رایج در سر زبانها این مثل است {هر را از بر تشخیص نمی دهد} این مثل را بسیار استفاده می کنیم در مورد اشخاصی که بیسواد و نادان هستند.
اما اصل این مثل چیست و به چه معنا می باشد؟
برای یافتن پاسخ این سوال به محضر استاد بزرگوار علامه حسن حسن زاده آملی می رویم ایشان در هزار و یک کلمه در این مورد می گویند:
  •  مثلى معروف بر سر زبانها دایر است که «هرّ را از برّ تمیز نمى ‏دهد» یا «فرق میان هر و بر را نمی‏گذارد». شخصى مدّعى فضل مى ‏گفت: «هرّ را از نرّ تمییز نمى‏دهد» که «برّ» با با را «نرّ» با نون مى‏ گفت، و چون به ریشه مثل آگاهى نداشت بر این گمان بود که هرّ و نرّ ناظر به‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ است.این مثل از امثال تازى است؛ در شرح ابو منصور موهوب بن احمد جوالیقى بر ادب الکاتب ابن قتیبه آمده است:و قولهم: «ما یعرف هرّا من برّ» قال الفرّاء: الهر العقوق و البر اللطف. و المعنى لا یعرف برّا من عقوق. و قال خلد بن کلثوم: الهر السنور و البر الجرذ. و قال ابن الأعرابی:ما یعرف هارا من بار لو کتبت له. و قال أبو عبیدة: ما یعرف الهرهرة من البربرة، و الهرهرة صوت الضأن و البربرة صوت المعز». (ط مصر، ص 153).ادب الکاتب یاد شده یکى از چهار کتاب ارکان ادبى عربى است، سه دیگر: کامل مبرد، و بیان و تبیین جاحظ، و امالى قالى است.ابن خلدون در مقدمه تاریخ پیرامون موضوع «علم الأدب» گوید:و سمعنا من شیوخنا فی مجالس التعلیم أنّ اصول هذا الفنّ و أرکانه أربعة دواوین، و هی: أدب الکاتب لابن قتیبة، و کتاب الکامل للمبرّد، و کتاب البیان و التبیین‏ للجاحظ، و کتاب النوادر لأبی القالی البغدادی؛ و ما سوى هذه الأربعة فتبع لها و فروع عنها. (ط مصر، ص 553). تبصره: در مقدمه یاد شده به جاى أدب الکاتب، أدب الکتّاب آمده است و لکن ادب الکتّاب از محمد بن یحیى صولى (متوفى 335 ه) است نه از ابن قتیبه، و این غلط از طبع و نشر است نه از ابن خلدون.
۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۳ ، ۱۷:۳۲
ادبیات عربی

ابن هشام یکی از نحویون بزرگ می باشد که بنا به نظر ابن خلدون انحی من سیبویه می باشد.

از ایشان کتب و رسایل مختلفی در موضوع ادبیات عرب به جای مانده است که در این پست می خواهیم سه رساله نایاب و عالی را از ایشان قرار دهیم انشاءالله که مورد استفاده دوستان قرار بگیرد

اما موضوعات این سه رساله:

رساله اول مربوط می باشد به من شرطیه که حقا نکات و مسائل دقیقی را در این مورد بیان می کند

رساله دوم مربوط می باشد به ترکیب کلمات مختلفی که بسیار مورد استفاده قرار می گیرد نظیر :خلافا-اجماعا-تاره و ......

رساله سوم به صورت سوال و جواب می باشد که سوالاتی را مطرح می کنند و جواب آنها را نیز بیان می کنند

برای دریافت به ادامه مطلب مراجعه کنید

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۳ ، ۱۷:۱۶
ادبیات عربی